
تستی که در زیر مشاهده می کنید، شاید در عین حال که ساده ترین، بلکه تعیین کننده ترین تست برای سنجش آی کیو باشد. برای انجام این تست باید پس از خواندن هر سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید و در نزد خودتان یادداشت کنید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.
1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6. اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
...
..
.
ادامه مطلب ...ویژگی افراد باهوش
باهوش بودن به فاکتورهای زیادی بستگی دارد. همه ی مردم دوست دارند در دسته ی انسان های باهوش قرار بگیرند تا به موفقیت فردی در زندگی دست پیدا کنند. اما تا به حال درباره ی این که یک فرد باهوش چه ویژگی هایی باید داشته باشد فکر کرده اید؟ واقعا چه عاملی باعث می شود تا یک انسان باهوش با دیگران تمایز داشته باشد؟ آیا این فرد توانایی های خاصی در حوزه های مختلف دارد؟ یا فقط می تواند مسائل سخت و پیچیده ی ریاضی را مورد بررسی قرار دهد تا بتوانیم به آن شخص لقب باهوش را نسبت دهیم؟ اما نظریههای تازه تر هوش، چیز دیگری میگویند. یک مکانیک ماهر با تحصیلات سیکل، یک نوازنده دوتار بیسواد، یک فوتبالیست لیگ برتر یا یک کشاورز که از زمینش محصول بیشتری برداشت میکند هم باهوش می باشند.
در واقع هوشها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روانشناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید.
تعریف تازه هوش: کسی که بتواند در شرایط مختلف خود را با شرایط پیش آمده سازگار سازد. و به طور خلاصه میتوان گفت: هوش یعنی (توان سازگاری و پیشرفت در شرایط مختلف)
دوستان عزیز برای پاسخ به این سوال ها باید ویژگی مشترکی که تمام افراد باهوش از آن برخوردار هستند را مورد بررسی قرار دهیم. در یکی از سایت های معروف و معتبر لاتین این سوال مطرح شده است که افراد باهوش چه ویژگی هایی دارند. و به نکات خوبی در این زمینه اشاره شده است که قصد داریم در این مقاله به شرح آن ها بپردازیم. با ما همراه باشید.
قابلیت انطباق دارندبسیاری از افرادی به این مورد اشاره کرده اند که یک انسان باهوش می تواند در شرایط متفاوت بسیار انعطاف پذیر باشد. یعنی می تواند خود را با هر محیطی وفق دهد، و در هر شرایط سخت و دشواری از خود آمادگی نشان دهد. افراد باهوش با وجود تمام محدودیت و سختی هایی که وجود دارد؛ خود را با شرایط هماهنگ می کنند و کاری که لازم است و می دانند که درست است را انجام می دهند.
یافته های جدید و تحقیقاتی هم که در این زمینه انجام شده است، این موضوع را کاملا تایید می کند که باهوش بودن به معنای این است که فرد قابلیت انطباق بیشتری داشته و کارآمدتر باشد. به گونه ای که قادر باشد با محیطی که در آن قرار دارد بهتر ارتباط برقرار کند. در این صورت می تواند هم در خود و هم در محیطی که قرار گرفته است تغییرات بهتری را ایجاد نماید. در حالی که سایر افراد قادر نخواهند بود این کار را به راحتی انجام دهند و قابلیت انطباق پذیری کمتری در مقایسه با این افراد خواهند داشت.
( او در ۶ ماهگی شروع به صحبت کردن کرد و در ۲ سالگی میتوانست زبانهای کرهای، ژاپنی، آلمانی و انگلیسی را بخواند.
او در ۵ سالگی قادر بود مسائل پیچیده دیفرانسیل و انتگرال را حل کند.
همچنین نقاش و شاعر شگفتانگیزی بود. کیم از ۶ تا ۹ سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ در رشته فیزیک بود.
مدتی بعد دکترای خود در رشته مهندسی عمران را نیز دریافت کرد.)
فروتن هستند
یکی از خصوصیات افراد باهوش دارا هستند «فروتنی» است. این افراد به هیچ وجه در مورد بحث هایی که از آن اطلاع ندارند، اظهارنظر نمی کنند و از گفتن جمله ی نمی دانم هیچ هراسی ندارند.
یک فرد باهوش هرگز در مورد چیزی که نمی داند احساس ضعف نمی کند. در واقع طبق پژوهش هایی که انجام شده است این امر به این علت است که افراد دیگری که از بهره هوشی کمتری برخوردار هستند، در مورد توان ذهنی خود دچار یک نوع بزرگ نمایی می شوند و اصرار دارند ذهن خود را بیشتر از آن چه که هست نشان دهند. برای همین است که عادت دارند خود را بیشتر از چیزی که هستند نشان دهند.
به طور مثال بسیاری از دانش آموزان که در امتحانات نمرات بالا کسب کرده بودند؛ بعد از امتحان تصور می کردند به سوالات کمتری پاسخ درست داده اند. در حالی که دانش آموزان دیگر که نمرات پایین تری کسب کرده بودند، فکر می کردند نمرات بالایی خواهند گرفت و به بیشتر سوالات پاسخ درست داده اند!

(هاوکینگ در مصاحبهی خود با یکی از شبکههای خبری آمریکایی گفت: «کسی که به آیکیوی خود افتخار کند یک بازنده است.»)
بسیار کنجکاو هستند
بر اساس باوری که انیشتین داشت می توان یکی از بارزترین ویژگی های یک فرد باهوش را همین کنجکاو بودن دانست. انیشتین معتقد بود که استعداد خاصی ندارد فقط به شدت کنجکاو است.
دانشمندان در تحقیقاتی که انجام داده اند به این نتیجه دست یافته اند کودکانی که در سنین پایین نمرات بالایی را در تست هوش کسب کرده بودند، بعدها در سنین بالاتر تمایل بیشتری به کسب تجربیات جدید نسبت به سایر همسالان خود داشته اند. این موضوع می تواند نشان دهنده ی اهمیت کنجکاوی باشد که به طور حتم با باهوش بودن رابطه ی مستقیمی خواهد داشت.

(امتیاز او نه تنها دو شماره بیشتر از فیزیکدان آلمانی انیشتین و پروفسور استفان هاوکینگ است ، بلکه نامش در راس یک درصد افراد بسیار باهوش دنیا قرار گرفته است.او اکنون افتخار حضور در منسا دارد ، به این معنی که او به شبکه مغزهای برتر در سراسر دنیا پیوسته است.به گزارش پارس ناز اولیویا می گوید: “خیلی از افراد پیش من می آیند تا در تکالیف مدرسه به آنها کمک کنم. من فقط به چالش کشیده شدن مسائل و به کار انداختن فکرم را دوست دارم.)
روشن فکر هستند
افرادی که نسبت به دیگران از هوش بیشتری برخوردارند، همواره منتظر فرصت هایی هستند تا بتوانند از آن ها استفاده کنند. این افراد هیچ گاه در برابر راه حل های مختلف از خود تعصب نشان نمی دهند و تلاش نمی کنند تا با تعصب بیجا مسائل را انکار کنند. افراد باهوش با ذهنی باز و آماده پذیرای نظرات و مسائل جدید هستند و با روشن فکری با آن ها به درستی برخورد می کنند.
طبق تحقیقات صورت گرفته افرادی که همیشه در جست و جوی دیدگاه های متفاوت هستند و مسائل را با دید منطقی نگاه می کنند، در آزمون های مختلف هوش، امتیازات بالاتری را کسب می کنند. یک انسان باهوش در مورد مسائل گوناگون تنها به ظاهر متکی نمی شود و زمانی شرایط را می پذیرد که شواهد منطقی در پشت آن وجود داشته باشد.

( تیزهوشی بیل گیتس در زمینهی توسعهی نرمافزار و نیز فراستش در امور تجاری، باعث میشد شایستهترین فرد به عنوان رهبر و سخنگوی شرکت باشد. او شخصا خط به خط برنامههای نوشته شده را بازبینی میکرد و هرجا را که لازم میدید تغییر میداد.
ذکاوت بیل گیتس به او کمک کرد تمام جوانب صنعت نرمافزار را بهدرستی ببیند؛ از توسعهی محصول تا راهبردهای کلی. موقع تحلیل و اتخاذ تصمیم، تمام حالات ممکن را در نظر میگرفت؛ سناریوهای مختلف را بررسی و واکنش و راهبرد احتمالی برای هر کدام را بهدقت تعیین میکرد.
شیوهی مدیریت پیشرو و مقابلهای او نقل محافل بود. همیشه ایدههای خود و کارمندانش را به چالش میکشید تا هیچوقت هیچکس احساس فراغت از پیشرفت نکند. اگر کسی مطلبی را بدون بررسی کامل ارایه میداد خیلی راحت به او میگفت: «این احمقانهترین چیزی است که تا حالا شنیدهام»؛ اما این طرز برخوردها بیشتر برای محک زدن بود. میخواست ببیند آن فرد چقدر به ایدهاش اعتقاد دارد و چطور از آن دفاع میکند.)
درون گرا هستند
درون گرایی یکی از ویژگی هایی است که افراد با بهره ی هوشی بالا از آن برخوردار هستند. این افراد کمتر در محیط های دوستانه و اجتماعی حاضر می شوند و ترجیح می دهند این گونه زندگی کنند.
تحقیقاتی که به تازگی انجام شده است نیز صحت این ادعا را ثابت می کند که در آزمون های مختلف هوش کسانی که نمرات بالاتری کسب کرده اند، به نوعی این ویژگی را داشته اند. می توان گفت که این ویژگی در افراد باهوش بیشتر مشاهده می شود. البته تحقیقات بیشتری در حال انجام است تا دلایل قطعی این موضوع برای دانشمندان آشکار شود.

خویشتن دار هستند
افراد باهوش همیشه سعی می کنند تا با خویشتن داری بر عواملی که می تواند برایشان مشکل ایجاد کند مبارزه کنند. این افراد معمولا با برنامه ریزی و یافتن راهبردهای جایگزین سعی می کنند همیشه بر شتاب زدگی خود غلبه داشته باشند. طبق تحقیقات میان خویشتن داری و هوش بالا ارتباط مستقیمی وجود دارد.
در یکی از این پژوهش ها قرار شد داوطلبان از میان دو پاداش که یکی مبلغ کمتری بود و در زمان کوتاه پرداخت می شد با گزینه ی دیگر که مبلغ بیشتر بود و دیرتر پرداخت می شد یکی را انتخاب کنند. نتایج این گونه حاصل شد: افرادی که خویشتن دارتر بودند همان افرادی بودند که در تست های هوش امتیاز بالاتری را در مقایسه با افراد دیگر به دست آورده بودند. به این علت که ناحیه ای در مغز به نام قشر جلویی پیشانی وجود دارد که در حفظ خویشتن داری و رسیدن به اهداف، به فرد کمک می کند.

( پس از کسب موفقیت های فراوان فیسبوک و تعیین جایگاه خود در دنیای تکنولوژی و مسنجرها ، مارک زاکر برگ تصمیم به خرید کامل شرکت هایی گرفت که در سایه فیسبوک فعالیت می کردند و به عنوان مسنجرهای فعال و موفق مشغول به کار بودند. در بهار سال 2012 با پرداخت ۱ میلیارد دلار به اینستاگرام ، از طریق نقد و سهام شرکت به تصاحب فیسبوک درآمد.زاکر برگ پا از حوزه مسنجرها فراتر گذاشت و در سال 2014 ، آکیولس ریفت را خریداری کرد ، سیستم پیام رسان فوری ، واتس آپ ، در سال 2014 توسط مارک زاکربرگ خریداری شد ، .شرکت هایی که شاهد موفقیت روز افزون فیس بوک بودند ، به زاکر برگ پیشنهاد خرید این پروژه ی بی نظیر را میداند ، یاهو به وی پیشنهاد داد تا این پروژه را به قیمت ۹۰۰ میلیون دلار به شرکتش بفروشد ، اما زاکر برگ بیشتر از اینها برای فیس بوک وقت گذرانده بود و حاضر نشد سرویس محبوبش را با این قیمت به فروش برساند. در حال حاظر تعداد کسانی که پیام رسان فیسبوک را به عنوان مسنجرشان انتخاب کرده اند ، جمعیتی را شامل می شود که می توان آن را در سومین جایگاه جمعیتی جهان قرار داد، هیچ کشوری به اندازه فیسبوک ملت خود را نمیشناسد. در لیست مجله فوربس ، نام مارک زاکربرگ نیز به چشم می خورد که در جایگاه جوانترین میلیاردر ها قرار گرفته بود .)
حس شوخ طبعی دارند
شوخ طبعی یکی از ویژگی های ظاهری افراد باهوش است که اکثرا آن را دارا می باشند. دانشمندان دریافته اند افرادی که به نوشتن داستان های طنز می پردازند از هوش کلامی بسیار بالایی برخوردار هستند. همچنین کمدین های مطرح هوش بالاتری نسبت به بقیه افراد دارند.
آن چیزی که مسلم است این است که شوخ طبعی ویژگی افراد باهوش است که اکثرا از آن برخوردار می باشند. و بین این دو عامل یعنی شوخ طبعی و باهوش بودن در افراد رابطه ی مستقیمی وجود دارد.

(استون بهخاطر آیکیوی بالایش شهرت بسیاری دارد، شارون در بیوگرافی آنلاینش، خود را «جوجه اردک زشت و باهوش» توصیف میکند.)
غالبا کارهای خود را به تعویق می اندازند
پژوهش ها و یافته هایی که موجود است این گونه نشان می دهد که افراد باهوش معمولا علاقه ی خاصی به تعویق انداختن کارها دارند. آن ها در اکثر کارها تلاش می کنند که تا می توانند انجام آن ها را به زمان دیگری موکول کنند. چون روی کارهایی که به نظرشان مهم تر است تصمیم دارند به تمرکز بپردازند.
دیدگاه جالب تری که وجود دارد این است که افراد باهوش کارهای مهم را هم عادت دارند به تعویق بیندازند. البته این کار آن قدرها هم که فکر می کنید بد نیست و در مواقعی می تواند خوب باشد و باعث ایجاد نوآوری شود.

پرسش های بزرگی مطرح می کنند
افراد باهوش همیشه درباره ی چیزهای بزرگ بسیار تفکر و تعمق می کنند. آن ها درباره ی هر چیزی به دنبال هدف هستند. برای همین ممکن است بسیار مضطرب و سردرگم باشند. این افراد مسائل را از دیدهای مختلف مورد بررسی قرار می دهند و احتمال بروز خطا را در هر چیزی طبیعی می دانند. به همین علت همیشه به تحلیل تجربیات خود می پردازند و به نوعی علت آن ها را جستجو می کنند. همین موضوع نیز باعث ایجاد اضطراب در آن ها می شود.

(جیکوب تا سه سالگی قادر به حرف زدن نبود، اما پس از آن توانست حروف الفبا را به ترتیب و برعکس از بر کند. آیکیوی ۱۷۰ او به تأیید رسیده است. در سه سالگی والدین جیکوب او را به افلاکنمایی بردند. او در آنجا موفق شد تا به سؤالی دربارهی کشش گرانشی مریخ بر قمرهای خود بهدرستی پاسخ دهد که باعث همگان شد. )

شغل های افرادی که از انواع هوش های دیداری برخوردارند که متناسب با سنجش هوش آنان می باشد :
دریانوردی ، مجسمه سازی ، اختراع کردن ، کاشف ، معماری کردن ، طراحی داخلی، مهندسی مکانیک و ...
هوش کلامی / زبانی:
یکی دیگر از انواع هوش (هوش کلامی/ زبانی) می باشدکه به معنای توانایی
استفاده کردن از کلمه ها و همچنین استفاده کردن از زبان که از جالب ترین
انواع هوش ها است که متناسب با سنجش هوش افراد می باشد . اینها از مهارتهای
شنیداری کاملی برخوردارند و اغلب سخن وران برجسته ای می باشند . آنها به
جای استفاده از تصویرها ، با کلمه ها فکرمی کنند .
مهارت های کسانی که از انواع هوش های کلامی برخوردارند به شرح زیر می باشد :
گوش دادن ، حرف زدن ، قصه گفتن ، توضیح دادن ، درس دادن ، طنز گویی ، درک کردن قالبها و معانی کلمات، یادآوری کردن اطلاعات ، تحلیل کردن کاربردهایزبانی
حل کردن مسئله ، تقسیم بندی کردن و طبقه بندی کردن اطلاعات ، بکار بردن زنجیره ای طولانی از استدلال ها برای پیشرفت کردن ، انجام آزمایشات کنترل شده ، سوال کردن و کنجکاوی درباره پدیده های طبیعی ، انجام دادن محاسبات پیچیده ی ریاضی ، کار با اشکال هندسی

رقصیدن ، داشتن هماهنگی بدنی ، ورزش کردن ، استفاده کردن از زبان بدن ، بازیگری ، تقلید کردن از حرکت ها ، ابراز کردن احساسات از طریق بدنی

لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی ، تشخیص آسان الگوها و نتهای موسیقی ، توانایی به خاطرسپردن آهنگها و ملودیها ، درک عمیق از ساختار، ریتم و نتهای موسیقی

مهارت در برقراری ارتباط کلامی، مهارت در ارتباط غیرکلامی، نگاه کردن به موقعیتها از زوایای مختلف، ایجاد روابط مثبت با دیگران ، مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروهها



زیستشناس ، حفاظت از محیط زیست، باغبان ، مزرعهدار، کشاورزی، متخصص گیاه شناسی، متخصص جانور شناسی، نقاشی و عکاسی از طبیعت و عضویت در تیم ملی یا فدراسیون کوهنوردی.
هوش هستی گرا/ وجودگرایانه ( بنیادگرایانه)
هوارد گاردنر در قراردادن این نوع هوش در زمره ی هوشهای دیگر تردید دارد اما از آن با عنوان “توجه به مسایل غایی انسان” نام میبرد. این هوش بیانگر تمایل انسان به طرح و جستجوی پاسخ برای پرسشهای بنیادی درباره وجود و هستی است. هوش وجودگرایانه انسان را به سوی شناخت و درک جهان ماورای فیزیک میکشاند.

بر طبق این نظریه، دیدگاههای روانسنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریهاش را نخستین بار در کتاب «قابهای ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال 1983 ارائه کرد. به عقیده او همه انسانها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستیگرا» وجود داشته باشد.
نظریه گاردنر در روان شناسی جایگاه معتبری به دست نیاورده است ولی به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل این تئوری، 9 روش تدریس به جای یکی را امکان پذیر میکند؛ یعنی میتوان ذهن را در زمینه ای که آماده است، تحریک کرد و با شیوه ای که مورد علاقه دانش آموز است پیش رفت. توصیه های گاردنر: “معلمان باید توجه خود را به همه هوشها معطوف کنند.” “باید آموزش و اخلاقیات را به یکدیگر گره زد.چه
اتفاقى افتاد که انسان، همان انسانى که روزگارى براى فرار از آسیب حیوانات
روى درخت مى خوابید و از سنگ و ریشه و ساقه هاى گیاهان براى حفظ جانش
استفاده مى کرد!... توانست به ماشین پرنده، شکافتن اتم، نفوذ در دل اقیانوس
و فضا و هزاران اندیشه نوى دیگر فکر کند.
او از همان کودکی که با دستانش تمام ناشناخته هاى اطراف را لمس
کرد و با فکر توانمندش با سایر همنوعان ارتباط برقرار کرد، قدرت خارق
العاده اى را به نمایش گذاشت تا نشان دهد حیوانى فهیم و هوشمند است که با
نیروى دست و مغز خود این برترى را نشان مى دهد.
در همین راستا بود که نه تنها نسبت به سایر موجودات تفاوتهاى
عمده اى را نشان داد، بلکه بر مبناى همین هوش و خرد عده اى از انسانها از
عده دیگر متمایز شدند و افراد هوشمند و باخرد اسبابى در دست گرفتند که
گروهى از نعمت به کارگیرى آن چندان بهره اى نداشتند. کلیدى که بسیارى از
درها را باز مى کرد! با همین باور بود که کم کم به این نتیجه رسیدند عده اى
نسبت به عده دیگر خوش فکرتر هستند و سعى کردند این تفاوتها را به شکلهاى
مختلف بیان کنند و از همان کودکى به آموزش استفاده از نیروى اندیشه و هوش
انسانی بها دادند.
اگر اهل دیدن کارتون باشید، حتما کارتون «ایکیو سان»همان پسر
باهوشى که با کمى تأمل اندیشه هاى نویى را ارائه مى داد، به خاطر دارید.
خلق این کارتون براى کودکان سنین پایین گویاى این تفکر بود که از نیروى فکر
خود استفاده کنید.در واقع نام این پسر تداعى «IQ» بود! اصطلاحى که این
روزها زیاد استفاده مى شود و حتى در بین کودکان نیز مى شنویم که در لابه
لاى جر و بحث هاى کودکانه شان، آنجا که مى خواهند به دوستشان نشان دهند
کارى از سر بى عقلى کرده است، به طعنه مى گویند!؟ «IQ»

«IQ» چیست؟
IQ یا همان «Inteligence Quotient» عبارت است از بهره هوشى و
با کمک آن مى توان توانایى ذهنى یک شخص را نسبت به سایر افراد از همان گروه
سنى ارزیابى کرد که با استفاده از تستهاى هوش بررسى و محاسبه مى شود.
توضیح علمی و تحقیقی درمورد هوش
هوش توانایی ذهنی است و قابلیت های متنوعی مانند استدلال،
برنامه ریزی، حل مساله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان و یادگیری را دربر
می گیرد. هوش افراد حاصل تعامل عوامل فردی (ساختار مغز و ژنتیک) با عوامل
محیطی است.
متداولترین تعریف هوش عبارت است از ”شایستگی و استعداد
یادگیری افراد“. بعضی هوش را استعداد کلی و قدرت استفاده از تجربیات و برخی
مانند ”پیاژه“ توانائی سازگاری و انطباق با محیط تعریف کردهاند. بهطوری
که ملاحظه میشود در هر یک از این تعاریف بر جنبههای خاصی از هوش تأکید
شده است.
بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه
شده است، میتوان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم
کرد.
تعریف تربیتی هوش
به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت
تحصیلی میشود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار میرود. آنها
برای توجیه این اعتقاد اشاره میکنند که کودکان باهوش نمرههای بهتری در
دروس خود میگیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند.
مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمیتوان به نمرهها و پیشرفت
تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام
آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش
دارد.

تعریف تحلیلی هوش
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از
پدیدههای رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و
تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به
وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان
میکند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.
تعریف کاربردی هوش
در تعاریف کاربردی ، هوش پدیدهای است که از طریق تستهای هوش
سنجیده میشود و شاید عملیترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.
تاریخچه مطالعات مربوط به هوش
مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین
انسانها موجب میشود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل
هوش را در علوم مختلف میتوان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان ، هوش را
به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار دادهاند. فلاسفه بر اندیشههای
مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت ، بر توانایی یادگیری
تاکید داشتهاند.
در مقالهای معتبر که در سال 1904 منتشر شد، « چارلز اسپیرمن »
، روان شناس بریتانیایی ، نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با
روشهای تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه سیمون ، در سال 1905
و به دنبال آن تهیه و استاندارد شدن مقیاس استنفرد _ بینه ، در سال 1916
در امریکا ، از فعالیتهای اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده
است. البته در سال 1838 « اسکیرول » به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و
طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی ، روشهای مختلفی را آزمود و به این نتیجه
رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آن که بعدها نیز
مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروز نیز محتوای اکثر
تستهای هوش را مواد کلامی تشکیل میدهد.
ترستون ، ثرندایک ، سیریل برت ، گیلفورد ، فیلیپ ورنون ، از
دیگر افرادی بودند که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند.

عوامل موثر بر هوش
از عوامل مهم موثر بر هوش ، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری
است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر ، تاثیر
مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین ، تغذیه دوران کودکی و
نوزادی ، شرایط و امکانات محیطی ، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل
موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار میروند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات
مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا میدارد، در بروز
و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.
آیا هوش ارثى است؟
تصور اینکه میزان هوش را مى توان اندازه گیرى کرد در قرن ۱۹
توسط دانشمند انگلیسى «Francis Galton» مطرح شد. دیدگاه کلى زمان او این
بود که نژاد انسانى تعداد کمى نابغه و تعداد کمى سفیه دارد و بقیه ترکیبى
از افراد هوشمند هستند. او قابلیتهاى هوشى را مانند ویژگیهاى جسمى موروثى
مى دانست، همانند آنچه در مورد رنگ مو، چشم و پوست اتفاق مى افتد.
در طى بیش از ۳ دهه گذشته صدها کارشناس با درجه و امتیازبندى
هاى متفاوت سعى داشته اند شرایطى ایجاد کنند که هوش به طرز قابل توجهى
افزایش یابد. به همین خاطر در طى چند سال بر روى یک سرى افراد آزمایشهایى
انجام دادند و با صرف هزینه هاى بالا بر روى آنها آموزشهایى انجام شد.
پس از پایان کار آموزش نتیجه چنین بود:
1- تفاوت در مقیاس IQ معادل ۱۰-۵ واحد شد.
2- ماندگارى مطالب مدت کوتاهى بود و در عرض یک سال پس از تکمیل آموزشها کمرنگ شد.
3-و مهمتر از همه اینکه آنها در چارچوب خاصى آموزش دیدند و تنها در همان محدوده موفق عمل نمودند و در صورت عمل کردن
و تغییر تست ها عملکرد خوبى نشان ندادند.
در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که تفاوتهاى فردى در IQ و
ظرفیت پردازش اطلاعات شدیداً تحت تأثیر فاکتورهاى موروثى است و آموزش و
تمرین و تکرار تا ۱۵% میزان IQ را تغییر مى دهد.
آزمون ماتریس های پیشرونده ریون (که عمدتا آن را ماتریس های ریون می گویند) یا به اختصار RPM، مجموعه تست های غیر-زبانی (verbal) است که معمولا در زمینه های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمون 60 سوالی، برای سنجش استدلال انتزاعی افراد به عنوان بخشی از هوش عمومی به کار گرفته می شود. آزمون بهره هوشی ریون متداول ترین و مشهورترین آزمونی است که برای بازه سنی 5 سال به بالا طراحی شده است. ساختار این آزمون از 60 سوال تشکیل شده که به صورت پاسخ چند گزینه ای (6-8 گزینه) به آن پاسخ داده می شود و ترتیب چیدمان دشواری سوالات از آسان به سخت است. این آزمون هوش استدلالی و هوش عمومی آزمون دهنده را که با عنوان «عامل هوش عمومی اسپیرمن» (Spearsman’s g) شناخته می شود، اندازه گیری می کند.
روانشناس انگلیسی به نام آقای جان کارلیل ریون (John C. Raven) در سال 1936 این آزمون را بر پایه دو عامل عناصر g اسپیرمن یعنی استقرا و بهره (هوش طبیعی) طراحی کرد. الگوهای این آزمون به شکل ماتریس های 6×6 – 4×4 یا 2×2 است و به همین دلیل ماتریس پیشرونده نامیده می شود.
علاقه ریون به روانشناسی در سنین پایه باعث شد تا ابزارهای سنجش توانایی کودکان را مورد مطالعه قرار دهد. با وجود اینکه در کودکی پدر خودش را از دست داد و مراقبت از مادر و دو خواهرش را بر عهده گرفت، علاقه های علمی خودش را نیز دنبال کرد. او بعدها در زمینه شغلی خود به سرپرستی مدرسه ای برای کودکان با شرایط ناتوانی فیزیکی منصوب شد. وی به این نتیجه رسید که انجام آزمون های رایج آن دوره در مدارس و محیط کار دشوار بوده و تفسیر نتایج نیز به دلیل ادغام عناصر مختلف مشکل است. در نتیجه به فکر تدوین و طراحی آزمون بهره هوشی عمومی که به ریون مشهور شد، افتاد. جالب اینکه روش تدوین این آزمون در پایان نامه کارشناسی ارشد وی تشریح شده است.
آزمون بهره هوشی ریون بر اساس نظریه ای تدوین شد که بعدها به نظریه سوال پاسخ (response) مشهور شد. ریون ابتدا نسخه ماتریس های پیشرونده را در انگلستان و در سال 1938 منتشر کرد. سه فرزند وی در اسکاتلند مرکز ارزیابی ریون را در سال 1972 تاسیس کردند. در سال 2004 موسسه آموزشی هارکورت، ریون را خرید و بعدها نیز این شرکت توسط پیرسون خریداری شد.
همه سوالات مربوط به آزمون ریون شامل طرح های بصری هندسی هستند که در صورت سوال یکی از گزینه ها خالی بوده و آزمون دهنده باید از بین شش تا هشت گزینه، قطعه مربوطه را انتخاب کند تا این طرح ها به صورت منطقی کامل شوند. در اصل، آزمون های ماتریس پیشرونده ریون و نیز آزمون های واژگان به منظور پژوهش ریشه های محیطی و ژنتیکی توانایی شناختی طراحی شده اند. آقای ریون به این نتیجه رسید که بررسی و تفسیر نتایج حاصل از آزمون های متداول آن زمان، سخت و دشوار است. به همین دلیل، او سنجه های ساده ای را بر اساس دو عنصر اصلی عامل g اسپیرمن تدوین کرد: 1. توانایی تفکر منطقی و درک پیچیدگی روابط (درک استنباطی) و قابلیت حفظ و ساخت دوباره اطلاعات. (توانایی بازیابی).
ماتریس ها در سه شکل مختلف و برای توانایی های مختلف پاسخ دهندگان در دسترس قرار گرفت:
آزمون ها برای اهداف پژوهشی نیز طراحی شده اند. وابسته نبودن به مهارت های خواندن و نوشتن و سادگی تفسیر آنها، کاربرد آزمون ریون را گسترده ساخته است. استفاده نیروهای مسلح بریتانیا از آزمون ماتریس های استاندارد از سال 1942 و سایر نیروهای نظامی در سراسر دنیا (مانند شوروی سابق) نیز تا همین قرن اخیر نیز ادامه داشته است. همچنین با افزایش کاربرد تست های شناختی مانند ریون در محیط کار، این آزمون به یکی از ابزارهای جذب و بررسی صلاحیت نامزدها نیز تبدیل شده است.
به صورت کلی تست هوش ریون را می توان در یک نگاه به شکل زیر مطرح کرد: